چند روزي است كه پروژه انقلاب فرهنگي دوم و يا به عبارتي حذف مهره هاي روشن فكر از دانشگاه ها با يك اتفاق سرارسر مشكوك و جعلي آغاز شده است .
درست در روزي كه دانشگاه اميركبير (پلي تكنيك) آماده برگزاري انتخابات شوراي مركزي انجمن اسلامي مي شد ، توطئه اي از طرف حاميان دولت و بسيجيان سلحشور در دانشگاه امير كبير آغاز شد . ماجرايي كه از همان ساعت اول مبين آغاز يك توطئه سازمان يافته و بزرگ براي سركوب دانشگاهيان بود .
شرح ما جرا:
در نشريات مستقلي كه در اين يك ساله و به خصوص در اين اواخر بعد از ورود پروفسور محمود احمدي نژاد به انتقاد از وي و تصميمات انقلابي و احساسي وي مي پردازد به ناگاه مطالبي دال بر توهين به مقدسات اسلامي چاپ شده و در بين دانشجويان توزيع مي گردد اين ماجرا سر آغاز همان توطئه ايست كه به انقلاب فرهنگي دوم مشهور شده است . طبيعي است كه بعد از آغاز طرح مبارزه با بد حجابي و مصاديق غربي ، سركوب كارگران ، زنان ، معلمان در همين چند هفته و روزهاي اخير طرح مبارزه با روشن فكري نيز در همين راستا قابل بررسي مي باشد . مسلم است در جامعه اي كاملاً مذهبي و متعصب كه حتي سئوالات را نيز در مورد اسلام بر نمي تابد اين طرح بسيار موفق خواهد بود چرا كه مي توان با يك سخنراني پوشالي از نوع احمدي نژادي عامه مردم را براي انقلاب فرهنگي دوم آماده كرد .
در مورد اين ماجرا حرف و سخن بسيار است و گزيده تر و پر بار تر است اگر به دلايلي كه دانشجويان دانشگاه اميركبير در توطئه بودن اين ماجرا بيان كرده اند نظري بيفكنيم.
1- يكسان بودن بخش عمده اي از نشريات مجعول به نحوي كه گويا جاعلين براي پر كردن صفحات اين نشريات از مقالاتي كه بهانه كافي براي برخورد با دانشجويان فراهم اورد دچار كمبود مطلب شده اند .
2- يكسان بودن كاريكاتور هاي چاپ شده در اين نشريات
3- لوگو نشريات اصلي به وضوح اسكن شده و روي نشريات جعلي قرار گرفته است
4- ساعت پخش اين نشريات ساعات خلوت دانشگاه پلي تكنيك انتخاب شده تا متقلبين از برخورد با دانشجويان عقل مدار نه احساسي پرهيز كنند
مسئولين نشرياتي كه مورد اتهام قرار گرفته اند متذكر شده اند كه در زماني كه متوجه اين تقلب و توطئه شده اند نشريات را جمع آوري كرده و به قصد شكايت به نزد مدير دانشگاه مي روند كه با صحنه شگفت انگيز تجمع اعضاي بسيج تمام دانشگاههاي تهران رو به رو مي شوند كه البته مورد عنايت اين سلحشوران نيز قرار گرفته و اين مسلمانان رئوف از دانشجويان كافر پذيرايي كرده اند .
با بررسي مطالب فوق و اينكه اولين تجمع اعضاي با خداي بسيج زماني صورت گرفته كه بسياري از دانشجويان هنوز از چاپ مطالب با خبر نبوده اند نتيجه گيري از ماجرا آسان تر مي شود ...
اتفاق ديگري هم كه باعث تعجب بسياري مي شود و البته هيزم خوبي براي آتش مردان خدا فراهم كرده است ادعاي كشف حجاب يك دانشجوي درس هنرهاي زيباي استاد زرين كلك آن هم در كلاس درس و در ديد همه دانشجويان است .
بايد منتظر اخبار و اتفاقات جالبي در زمان نزديك باشيم .
اميدوارم كه جامعه دانشگاهي ما كمي از قدرت تعصب را بفروشند و جاي آن قدرت تفكر از بازار تهيه كنند ، چون تعصبشان كور و بي اطلاع است و هيچ سودي حتي به عقيده شان هم نمي رساند .
موفق باشيد در پناه ايزد پاك كه منزه است از اين همه قصاوت كه به او نسبت مي دهيم .
ننگ باد بر اين عرب پرستان
خبر تخريب سد ديده گان كه در سايتهاي خبري منتشر شده بخونيد . نمي دونم ما ايرانيها تا كي مي خواهيم بنشينيم و فقط نظاره گر باشيم !!!!!!
اصل خبر از سايت انتخاب
"فعاليت ماشينآلات خاكبرداري در نزديكي يكي از شاخههاي رودخانه سيوند، منجر به تخريب سد هخامنشي ديدهگان در شمال پاسارگاد شد.
«محمد جعفر ملكزاده»، دبير كميسيون عالي سدسازي سازمان آب منطقهاي استان فارس با اعلام اين خبر به ميراث خبر گفت: «سد هخامنشي ديدهگان كه اخيرا در حين بررسي منطقه شناسايي شد از نظر مهندسي بسيار ارزشمند است.»
وي كه خود را كاشف سد ميداند به ميراث خبر گفت: «اين سد هخامنشي، يك سد خاكي با هسته رسي و پوسته سنگي است كه ميتوان گفت در دنيا بينظير بوده و نمونه آن تا كنون ديده نشده است. اما فعاليت ماشينآلات خاكبرداري يك شركت خصوصي باعث تخريب بخشهايي از آن شده است.»
طبق نوشتههاي مكتوب، «كلايس»، باستانشناس آمريكايي نيز در مطالعات خود و بررسي شمال پاسارگاد از وجود سدي از دوره هخامنشي در منطقه ديدهگان ياد كرده بود اما اين سد تا كنون در محافل علمي به درستي معرفي نشده و به همين دليل به فراموشي سپرده شده بود.
ملك زاده در مورد كاربري اين سد كه بيشتر به يك آببند بزرگ شباهت دارد گفت: « بررسي منطقه و محدوده سد نشان مي دهد زمينهاي كشاورزي زيادي در اطراف وجود ندارد. به نظر ميرسد تنها هدف احداث اين سد كنترل سيلابها و ذخيره كردن آب بوده تا در صورت لزوم در مسير رودخانه به آرامي رها شوند.»
تخريب اين سد باعث شده بخشي از مدارك باستانشناسي در مورد چگونگي تكنيك ساخت سد از بين برود.
وي افزود: «در ساخت اين سد از تخته سنگها مستحكم يك متر در يك متر استفاده شده كه هنوز معلوم نيست از كجا آورده شده است. سنگها بسيار بزرگ و يكپارچه است و جاي تيشه روي آن ديده ميشود.»
به گفته ملكزاده روي بخشي از سنگها سوراخهايي ديده ميشود كه احتمالا از اين سوراخها الوار عبور داده ميشده و با آن هم مسير آب را ميبستند و هم سد را كلاف كشي ميكردند.
هم اكنون بخشي از سد تخريب شده و سنگها نيز به اطراف پرتاب شدهاند. اين درحالي است كه شواهد نشان مي دهد نيازي به فعاليت بولدوزرها در منطقه نبوده است.
در استان فارس هخامنشيان براي كنترل سيلابها سدها متعددي زدهاند كه از آنجمله ميتوان از سد بزرگ داريوش در مرودشت ياد كرد."
از امروز يكي از دوستانم قرار كه با اسم يك ايراني تو اين وبلاگ بنويسه . به خاطر مشغله زياد تصميم گرفتم كه از اين دوستم براي همكاري دعوت كنم . پس يعني اينكه از امروز اين وبلاگ يه وبلاگ گروهي ميشه .
تا بعد
پاينده ايران و ايراني
و اما
سكانس يكم: بيمارستان يحيي نژاد در يكي از شهرهاي شمالي
زن 9 سال منتظر مانده بود؛ 9 سال دعا كرده بود؛ 9 سال تمام ماه محرم امام حسين(ع) را به «علي اصغر»ش قسم داده بود تا خرداد سال 85 فرا رسيد و سالها انتظار «علي» و «فاطمه» براي دريافت هديه الهي به ثمر نشست و «آرش» در آغوش والدينش جا گرفت...
سكانس دوم:عصر اول بهمن ماه برابر با اول محرم؛ حياط منزل «فاطمه و علي»
«فاطمه»، «آرش» را در حالي كه آخرين روزهاي 8 ماهگي را پشت سر مي گذاشت، در آغوش داشت و در حال حركت در حياط بود كه ناگهان بر روي موزاييك حياط در حالي كه نوزاد در آغوشش بود سر خورد؛ به شدت وحشت زده شده بود؛ نكند بلايي به سر دلبندش آمده باشد...
«فاطمه» مي گويد: «آرش» در بغلم حدود دو دقيقه جيغ مي زد، با نوازش آرامش كردم، اما در حالي كه دستم را بر سرش مي كشيدم، متوجه فرو رفتگي در قسمت چپ سرش شدم؛ درنگ نكردم، فقط به فكر يك بيمارستان بودم.
سكانس سوم: 20 دقيقه بعد همان روز؛ بيمارستان فوق تخصصي كودكان «بهرامي»
........
ادامه مطلب>>>




